اسم

درود

(~.) (اِ.)
۱- چوب، تخته.
۲- درخت بریده شده.

    دروغ

    (دُ) [ په. ] (اِ.) سخن ناراست، خلاف حقیقت، کذب. مق راست. ؛ ~ شاخدار کنایه از: دروغ بزرگ. ؛ ~ مصلحت آمیز دروغی که به خاطر فرو نشاندن فتنه و آشوب و پیشگیری از آسیب و زیان گفته می‌شود.

      درون

      (~.) (اِ.) دعایی که زردشتیان خوانند و بر خوردنی‌ها دمند و سپس خورند.

        درونه

        (دَ نَ یا نِ) [ سنس. ] (اِ.)
        ۱- کمان حلاجی.
        ۲- هر چیز که به شکل کمان باشد.
        ۳- قوس قزح.

          Scroll to Top