اسم

دروغ

(دُ) [ په. ] (اِ.) سخن ناراست، خلاف حقیقت، کذب. مق راست. ؛ ~ شاخدار کنایه از: دروغ بزرگ. ؛ ~ مصلحت آمیز دروغی که به خاطر فرو نشاندن فتنه و آشوب و پیشگیری از آسیب و زیان گفته می‌شود.

    درنا

    (دُ) [ تر. ] (اِ.) پرنده‌ای وحشی و حلال گوشت، با پاهای بلند، گردنِ دراز و دُم کوتاه. بیشتر در کنار آب‌ها می‌نشیند.

      درنا

      (~.) (اِ.) فوطه و دستار تافته و به هم پیچیده که بدان کسی را کتک زنند.

        درنگ

        (دِ رَ) [ په. ] (اِ.)
        ۱- توقف، سکون.
        ۲- آهستگی، کندی.
        ۳- آسایش، راحتی.

          دره

          (دَ رِ یا رِّ) [ اوس. ] (اِ.) راه میان دو کوه.

            دره

            (دِ رَ) [ ع. دِرّه ] (اِ.) تازیانه، شلاق.

              درهم

              (دِ هَ) [ معر – یو. ] (اِ.)
              ۱- مسکوک نقره. ج. دراهم.
              ۲- واحد وزن، برابر با ۴۸ جو.

                درو

                (دِ رُ) (اِمص.) بریدن ساقه‌های گندم، برنج و مانند آن.

                  درواخ

                  (دَ) (اِ.)
                  ۱- استوار، محکم.
                  ۲- سالم، تندرست.

                    Scroll to Top