اسم

نغل

(نَ غِ یا غُ) (اِ.) گودال، آغل گوسفند در کوه و صحرا.

    نغم

    (نَ غَ) [ ع. ] (اِ.) سخن آهسته.

      نغم

      (نَ) [ ع. ]
      ۱- (مص ل.) آهسته سراییدن.
      ۲- آهسته سخن گفتن.
      ۳- (اِمص.) آهسته – سرایی.
      ۴- آهسته گویی.
      ۵- (اِ.) سخن آهسته ؛ نغمه.

        نعم

        (نِ عَ) [ ع. ] (اِ.) جِ نعمت ؛ نعمت‌ها.

          نعم

          (نَ عَ) [ ع. ] (اِ.) چهارپا، مانند شتر و گوسفند. ج. انعام.

            نعم

            (نُ) [ ع. ] (اِ.)
            ۱- نازکی، نرمی.
            ۲- نیکویی، خوبی ؛ مق. بؤس. ؛ ~ و بؤس نیکویی و بدی.

              نعمت

              (نِ مَ) [ ع. نعمه ] (اِ.)
              ۱- احسان، نیکی.
              ۲- مال، روزی. ج. نعم. نعمات.

                نعناع

                (نَ) [ ع. ] (اِ.)گیاهی است از تیره دو لپه‌ای‌های پیوسته گلبرگ که سردسته تیره نعناعیان می‌باشد و جز سبزی‌های خوراکی است. این گیاه همه آثار نیرو دهنده و باد شکن و خلط آور را دارا است. ؛ ~ داغِ چیزی را زیاد کردن چیزی را زیاد بزرگ و مهم جلوه دادن.

                  Scroll to Top