اسم

خوال

(خا) (اِ.) = خوار:
۱- خوردنی.
۲- دوده‌ای که برای ساختن مرکب سیاه از دود چراغ گیرند.

    خوان

    (~.) (اِ.)
    ۱- خار و خلاشه.
    ۲- گیاه خودرو، علف هرزه.

      خوان

      (خا) [ په. ] (اِ.)
      ۱- سفره.
      ۲- طبق بزرگ چوبین.
      ۳- خوردنی.

        خوان یغما

        (~ِ یَ) [ فا – تُر ] (اِمر.)
        ۱- سفره‌ای که برای عموم مردم بگسترانند و صلای عام در دهند.
        ۲- مجازاً غارت، چپاول.

          خوانچه

          (خا چِ) (اِمر.)
          ۱- خوان کوچک.
          ۲- طبق چوبین کوچک که در آن شیرینی، میوه یا جهاز عروس گذارند و بر روی سر حمل کنند.

            خواسته

            (خا تِ) [ په. ]
            ۱- (ص مف.) طلب شده.
            ۲- اراده شده.
            ۳- (اِ.) مال، ثروت.
            ۴- امر مورد دعوی.

              خواص

              (خَ) [ ع. ] (اِ.) جِ خاصه.
              ۱- مقربان، نزدیکان.
              ۲- برگزیدگان قوم.
              ۳- ویژگی‌ها.

                خواطر

                (خَ طِ) [ ع. ] (اِ.) جِ خاطر؛ اندیشه‌ها.

                  پیمایش به بالا