اسم

خواتم

(خَ تِ) [ ع. ] (اِ.) جِ خاتمه.
۱- پایان‌ها، انجام‌ها.
۲- مهرها، نگین‌ها.
۳- انگشتری‌ها.

    خوارج

    (خَ رِ) [ ع. ] (اِ.) جِ خارجه. گروهی از سپاهیان امام علی (ع) که در جنگ صفین از بیعت با آن حضرت خارج شدند.

      خوارق

      (خَ رِ) [ ع. ] (اِ.) جِ خارق.
      ۱- آنچه که خلاف عادات مردم باشد.
      ۲- کرامات اولیا.

        خوازه

        (خا زِ)(اِ.)
        ۱- طاق نصرت، چوب بستی برای چراغانی و آذین بندی.
        ۲- قبه‌ای از گل‌ها و ریاحین.
        ۳- خواهش، میل.

          خوابگاه

          (خا) (اِمر.) = خوابگه:
          ۱- جای خواب.
          ۲- محلی برای خوابیدن یک عده. ؛در ~ خار داشتن کنایه از: بی قرار بودن.

            پیمایش به بالا