اسم

نظیم

(نَ ظِ) [ ع. ] (اِمف.)
۱- به رشته کشیده شده.
۲- به نظم درآورده شده (شعر).

    نعاس

    (نُ) [ ع. ] (اِ.) سستی، خواب، چُرت.

      نعال

      (نِ) [ ع. ] (اِ.)
      ۱- جِ نعل ؛ کفش‌ها، پاپوش.
      ۲- پایین مجلس، درگاه.

        نعایم

        (نَ یِ) [ ع. ] (اِ.) ج نعامه. شتر مرغان. بیستمین منزل از منازل قمر.

          نعره

          (نَ رِ) [ ع. نعره ] (اِ.) فریاد، بانگ بلند.

            نظام

            (نِ) [ ع. ]
            ۱- (اِمص.) نظم، آراستگی.
            ۲- (اِ.) عادت، روش.
            ۳- رشته مروارید.
            ۴- (اِ.) سپاه، ارتش.
            ۵- رژیم، حکومت.

              پیمایش به بالا