اسم

نظام

(نِ) [ ع. ]
۱- (اِمص.) نظم، آراستگی.
۲- (اِ.) عادت، روش.
۳- رشته مروارید.
۴- (اِ.) سپاه، ارتش.
۵- رژیم، حکومت.

    نظایر

    (نَ یِ) [ ع. نظائر ] (اِ.) جِ نظیره ؛ مثل‌ها، مانندها.

      نظر

      (نَ ظَ) [ ع. ]
      ۱- (مص م.) نگاه کردن، نگریستن،
      ۲- به نظر آوردن.
      ۳- مورد توجه قرار دادن چیزی را به جهت دفع چشم زخم.
      ۴- (اِمص.) نگاه، نگرش.
      ۵- (اِ.) فکر، اندیشه، رأی.
      ۶- جهت، جنبه.
      ۷- وضع دو ستاره نسبت به یکدیگر (نجوم).

        نطع

        (نَ) [ ع. ] (اِ.)
        ۱- سفره چرمین.
        ۲- سفره‌ای از چرم که سر گناهکار را روی آن می‌بریدند.

          نطفه

          (نُ فِ) [ ع. نطفه ] (اِ.)
          ۱- آب پاک و صاف.
          ۲- منی.
          ۳- یاخته تشکیل شده از ترکیب یک جفت گانه وبه طور کلی موجود در حال پیدایش از چنین یاخته‌ای.

            نطق

            (نُ) [ ع. ] (اِ.) سخن، گفتار، کلام.

              پیمایش به بالا