خلاصه
(خُ ص ِ) [ ع. خلاصه ] (اِ. ص.)۱ – سخن کوتاه، باری، به هر حال.
۲- برگزیده، خالص.
(خَ عَ) [ ع. خلاعه ]
۱- (مص ل.) افسار گسیختن، افسار برگرفتن.
۲- (اِمص.) خودکامی، خویشتن کامی.
۳- نابسامانی، پریشانی.
(خِ) [ ع. ] (اِ.)
۱- چوب باریکی که لای چیزی گذارند.
۲- چوب باریکی که با آن خرده غذای مانده در لای دندانها را خارج کنند.
۳- میانه چیزی.