اسم

خروهه

(خُ هَ یا هِ) (اِ.) = خروسه. خروسک: جانوری است که صیادان کنار دام بندند تا جانوران دیگر فریب خورده در دام افتند؛ پایدام، ملواح.

    خرویله

    (خَ لِ) (اِ.)
    ۱- بانگ و فریاد بلند.
    ۲- صدای گریه بلند.

      خریر

      (خَ رِ) [ ع. ] (اِ.)
      ۱- صدای آب و وزش باد.
      ۲- جای پست.
      ۳- خِرخِر، صدایی که از گلوی شخص خوابیده برآید.

        خره

        (خُ رِّ) [ په. ] (اِ.)
        ۱- فَرهُ، نوعی عنایت خداوندی که معتقد بودند شامل حال پادشاهان و مردان نیک و برگزیده می‌شود.
        ۲- نور، فروغ.
        ۳- بخش، حصه، نصیب.

          خره

          (خُ رِ) (اِ.) مدار یا گردش آب (در مورد آبیاری به کار می‌رود).

            خروار

            (خَ) (اِ.)
            ۱- آن مقدار بار که بر پشت خر حمل کنند.
            ۲- واحدی است برای وزن.

              Scroll to Top