اسم

خروس کولی

(خُ. کُ) (اِمر.) پرنده‌ای است وحشی مانند خروس، دارای چشم‌های درشت و پای‌های دراز و بال‌های بزرگ و دم پهن و کاکلی از پر بر سر دارد.

    خروسک

    (خُ سَ) (اِمصغ.)
    ۱- خروس کوچک.
    ۲- بیماری ای است که غالباً کودکان بدان مبتلا می‌شوند و سبب تورم و تشنج گلو شود و صدای شخص مبتلا به طور مخصوص شبیه به صدای خروس از گلوی او خارج گردد.

      خرنبار

      (خَ رَ) (اِمر.)
      ۱- مجرمی را سوار خر کردن و در اطراف شهرگردانیدن.
      ۲- جمعیت، ازدحام مردم.

        خرند

        (خَ رَ) (اِ.) ردیفی از آجر که روی زمین، کنار نهر یا باغچه، پهلوی هم چینند.

          خرنه

          (خُ نَ یا نِ) (اِصت.) غرش جانوران مانند گربه و ببر.

            خره

            (خَ رَ) (اِ.) گِل و لای چسبنده.

              خره

              (~.) (اِ.)
              ۱- توده، تلمبار، روی هم چیده شده.
              ۲- ردیف، قطار، پهلوی هم چیده شده.

                خره

                (خُ رِّ) [ په. ] (اِ.)
                ۱- فَرهُ، نوعی عنایت خداوندی که معتقد بودند شامل حال پادشاهان و مردان نیک و برگزیده می‌شود.
                ۲- نور، فروغ.
                ۳- بخش، حصه، نصیب.

                  Scroll to Top