اسم

خرند

(خَ رَ) (اِ.) ردیفی از آجر که روی زمین، کنار نهر یا باغچه، پهلوی هم چینند.

    خرنه

    (خُ نَ یا نِ) (اِصت.) غرش جانوران مانند گربه و ببر.

      خره

      (خَ رَ) (اِ.) گِل و لای چسبنده.

        خره

        (~.) (اِ.)
        ۱- توده، تلمبار، روی هم چیده شده.
        ۲- ردیف، قطار، پهلوی هم چیده شده.

          خره

          (خُ رِّ) [ په. ] (اِ.)
          ۱- فَرهُ، نوعی عنایت خداوندی که معتقد بودند شامل حال پادشاهان و مردان نیک و برگزیده می‌شود.
          ۲- نور، فروغ.
          ۳- بخش، حصه، نصیب.

            خره

            (خُ رِ) (اِ.) مدار یا گردش آب (در مورد آبیاری به کار می‌رود).

              خروار

              (خَ) (اِ.)
              ۱- آن مقدار بار که بر پشت خر حمل کنند.
              ۲- واحدی است برای وزن.

                Scroll to Top