اسم

خرخاش

(خَ) (اِ.)
۱- نگرانی، اضطراب.
۲- غوغا، جنجال.

    خرخر

    (خُ خُ) (اِ.) آوازی که از گلوی فشرده یا در خواب از گلوی شخص خفته و بعضی حیوانات برآید.

      خربق

      (خَ بَ) [ ع. ] (اِ.) گیاهی است از تیره آلاله‌ها، دارای برگ‌های دراز و ساقه کوتاه، با گل‌های پنج برگ و سرخ کم رنگ و بیخ دراز مانند پیاز و ریشه‌های باریک، طعم آن تلخ است و انواع بسیار دارد که مهمترین آن‌ها دو نوع سیاه و سفید است.

        خربنده

        (خَ بَ دِ) (اِ.)۱ – نگاهبان خر، خرکچی.
        ۲- کسی که خر را کرایه دهد.

          خرپا

          (خَ) (اِمر.) داربستی از چوب یا آهن به شکل مثلث که زیر سقف، پل و مانند آن قرار می‌دهند.

            خرپشته

            (~. پُ تِ) (اِمر.)
            ۱- پشته بزرگ.
            ۲- خیمه.
            ۳- طاق، ایوان.
            ۴- نوعی جوشن.

              خرتال

              (خَ) (اِ.) = خرطال: پوست گاو که آن را از طلا یا نقره پر کنند.

                Scroll to Top