اسم

خرپا

(خَ) (اِمر.) داربستی از چوب یا آهن به شکل مثلث که زیر سقف، پل و مانند آن قرار می‌دهند.

    خرپشته

    (~. پُ تِ) (اِمر.)
    ۱- پشته بزرگ.
    ۲- خیمه.
    ۳- طاق، ایوان.
    ۴- نوعی جوشن.

      خرتال

      (خَ) (اِ.) = خرطال: پوست گاو که آن را از طلا یا نقره پر کنند.

        خرج

        (خَ) [ ع. ] (اِ.)
        ۱- هزینه.
        ۲- حق کار و زحمت.
        ۳- نفقه.
        ۴- ماده منفجره برای پرتاب گلوله و مانند آن.

          خرجی

          (خَ) [ ع – فا. ] (اِمر.) هزینه، هزینه زندگی. ؛ خاصه ~ ول خرجی تبعیض آمیز، بذل و ب خشش اسراف آمیز و معمولاً غیرعادلانه.

            خرازی

            (خَ رّ) [ ع – فا. ] (اِمر.) دکانی که در آن مهره، آینه، گردن بند و زیورآلات زنانه به فروش می‌رسد.

              خراس

              (خَ) (اِمر.) آسیایی که با نیروی چهارپا یا خر کار می‌کند.

                Scroll to Top