اسم

خامد

(مِ) [ ع. ] (اِفا. ص.)
۱- خاموش، ساکت، آرمیده.
۲- بی حرکت، بی جنبش.

    خامه

    (مِ) (اِ.)
    ۱- ابریشم خام.
    ۲- سرشیر.
    ۳- قلم.
    ۴- توده، تل ریگ.

      خاکه

      (کِ) (اِ.)
      ۱- خرده‌های بسیار ریز هر چیز.
      ۲- خاک مانند و نرم، ساییده شده: خاکه زغال، خاکه قند.

        خاگینه

        (نِ) (اِمر.) خوراک ساده‌ای که از مخلوط کردن زرده و سفیده تخم مرغ و سرخ کردن آن در روغن درست می‌شود.

          خال

          [ ع. ] (اِ.) نقطه سیاه یا لکه‌ای که روی پوست بدن یا چیزی دیگر ظاهر شود. ج. خیلان.

            خالصه

            (لِ ص) [ ع. خالصه ] (اِ.) زمینی که متعلق به دولت باشد.

              خاله

              (لِ) [ ع. خاله ] (اِ.)خواهر مادر. ج. خالات.

                پیمایش به بالا