اسم

خاک دان

(اِمر.)
۱- محل ریختن خاک و خاکروبه، مزبله.
۲- کنایه از: دنیا، جهان عالم.

    خاکریز

    (اِ.)
    ۱- سنگر.
    ۲- محلی که خاک در آن ریزند.

      خاکستر

      (کِ تَ) (اِ.) گردی که پس از سوختن چوب، زغال و غیره به جای ماند.

        خاکشیر

        (اِ.) = خاکشی. خاکشو. خاکژی: گیاهی است خودرو که ارتفاع آن به نیم متر می‌رسد. شاخه خایش باریک و برگ‌های دراز و گل‌های کوچک و زرد دارد. دانه‌های آن سرخند و در غلافی جا دارند. ملین و طبع خنک دارد و در تابستان بیشترمصرف می‌شود.

          خاطف

          (طِ) [ ع. ] (اِفا.)
          ۱- آن چه که چشم را خیره کند.
          ۲- تیری که به زمین بخورد و سپس به سوی هدف رود.

            پیمایش به بالا