اسم

خاکشیر

(اِ.) = خاکشی. خاکشو. خاکژی: گیاهی است خودرو که ارتفاع آن به نیم متر می‌رسد. شاخه خایش باریک و برگ‌های دراز و گل‌های کوچک و زرد دارد. دانه‌های آن سرخند و در غلافی جا دارند. ملین و طبع خنک دارد و در تابستان بیشترمصرف می‌شود.

    خاطف

    (طِ) [ ع. ] (اِفا.)
    ۱- آن چه که چشم را خیره کند.
    ۲- تیری که به زمین بخورد و سپس به سوی هدف رود.

      خافق

      (فِ) [ ع. ] (اِفا. ص.)
      ۱- مضطرب.
      ۲- غایب، پنهان.
      ۳- خالی.

        خاصره

        (ص رِ) [ ع – خاصره. ] (اِ.) استخوانی است مسطح و پهن و درشت که به دور خود پیچ خورده و شبیه به یک بال می‌باشد و آن استخوان با استخوان دیگر نظیر خود، استخوان خاجی لگن خاصره را می‌سازد.

          خاصیت

          (یَّ) [ ع. خاصیه ] (اِ.)
          ۱- سرشت، خوی.
          ۲- فایده، اثر. ج. خصائص.

            پیمایش به بالا