اسم

خاصره

(ص رِ) [ ع – خاصره. ] (اِ.) استخوانی است مسطح و پهن و درشت که به دور خود پیچ خورده و شبیه به یک بال می‌باشد و آن استخوان با استخوان دیگر نظیر خود، استخوان خاجی لگن خاصره را می‌سازد.

    خاصیت

    (یَّ) [ ع. خاصیه ] (اِ.)
    ۱- سرشت، خوی.
    ۲- فایده، اثر. ج. خصائص.

      خاطب

      (طِ) [ ع. ] (اِفا. ص.)۱ – خطیب، سخنران. ج. خطباء.
      ۲- خواستگار.

        خازن

        (زِ) [ ع. ] (اِفا. اِ.)
        ۱- خزانه دار.
        ۲- نام قطعه‌ای است در بعضی از دستگاه‌های برقی که انرژی به صورت برق در آن ذخیره می‌شود.

          خازه

          (زِ) (اِ.)
          ۱- سرشته، خمیر کرده.
          ۲- گِلی که مخصوص مالیدن به دیوار بود.

            خاستگاه

            (اِمر.)جایی که چیزی ازآن برمی خیزد یا در آن پدید می‌آید، منشأ، منبع.

              پیمایش به بالا