اسم

حیاکت

(کَ) [ ع. حیاکه ]
۱- (مص م.) بافتن.
۲- (اِمص.) بافندگی، جولاهی.

    حوضچه

    (حُ چِ) [ ع – فا. ] (اِمصغ.)
    ۱- حوض کوچک.
    ۲- لگنچه.

      حوضه

      (حُ ض یا ضَ)(اِ.) [ ع. ]
      ۱- ناحیه یا منطقه‌ای که آب‌های آن به یک جا می‌ریزد.
      ۲- ناحیه‌ای که از آب یک رودخانه مشروب می‌شود.

        حواصیل

        (حَ) [ ع. ] (اِ.) = حواصل: غم – خورک، ماهی خور.

          حوافر

          (فِ) [ ع. ] (اِ.) جِ حافر؛ حفر کنندگان.

            حوالت

            (حَ لَ) [ ع. حواله ] (اِ.)
            ۱- چیزی که به کسی واگذار شود.
            ۲- پول یا کالایی که به موجب نوشته‌ای به شخص واگذار شود تا برود از دیگری دریافت کند.

              حواله کرد

              (حَ لِ کَ) [ ع. فا. ] (اِمر.) پول یا چیزی که پرداخت آن به دیگری واگذار می‌شود.

                پیمایش به بالا