اسم

چهارده

(چَ یا چِ دَ) (اِ.) عدد اصلی بین سیزده و پانزده، ده به علاوه چهار.

    چهار

    (چِ یا چَ) [ په. ] (اِ.) عدد اصلی میان سه و پنج، دوبرابر دو.

      چهار ارکان

      (~. اَ) [ فا – ع. ] (اِمر.)
      ۱- چهار حد جهان: مشرق، مغرب، شمال و جنوب.
      ۲- نوعی خیمه چهارگانه.

        چهار مضراب

        (~. مِ) [ فا – ع. ] (اِمر.) = چارمضراب: اصطلاحی است در نواختن آهنگ موسیقی، نوعی از آهنگ موسیقی که نوازنده ساز در دستگاه‌های مختلف آواز می‌نوازد تا آوازخوان برای خواندن مهیا شود، گونه‌ای از زدن که زننده خواننده را برای خواندن مهیا سازد.

          چندبر

          (چَ بَ) (اِمر.) سطحی که چند خط مستقیم بر آن محیط باشد، کثیرالاضلاع، چند ضلعی.

            چنگ

            (~.) [ په. ] (اِ.) یکی از سازهای سیمی که به وسیله انگشتان دست نواخته می‌شود.

              Scroll to Top