اسم

چنداول

(چَ وُ) (اِ.) = چندول. چندل: جمعی ا ز مردم که در عقب لشکرهای منظم حرکت می‌کردند؛ حشر، چریک.

    چندبر

    (چَ بَ) (اِمر.) سطحی که چند خط مستقیم بر آن محیط باشد، کثیرالاضلاع، چند ضلعی.

      چنگ

      (~.) [ په. ] (اِ.) یکی از سازهای سیمی که به وسیله انگشتان دست نواخته می‌شود.

        چنگ

        (چَ) (اِ.) پنجه و مجموعه انگشتان انسان و دیگر جانوران.

          چنگ

          (چُ) (اِ.) = چنگیدن: سخن، گفتار.

            چنگ رومی

            (چَ گِ) (اِمر.) شلیاق، یکی از صورت‌های فلکی شمالی ؛ که به صورت چنگی فرض شده‌است. پرنورترین ستاره آن نسر واقع می‌باشد و اثافی و دیگ پایه هم گویند.

              چمن زار

              (چَ مَ) (اِمر.)
              ۱- زمینی که در آن چمن بسیار باشد.
              ۲- زمینی که چمن در آن کاشته شود.

                Scroll to Top