(چِ لُ. خُ رِ) (اِمر.) غذایی مرکب از هر نوع خورش همراه با برنج.
(چَ) (اِ.) ریسمانی است که بر گردن اسبان بندند؛ عنان، افسار.
(چِ لُ. کَ) (اِمر.) غذای معروف ایرانی مرکب از برنج ساده و کباب.
(چِ) (اِ.) ۱- صلیب. ۲- کنایه از: زلف معشوق. ۳- نوعی ترکیب در خوشنویسی.
(چِ) [ روس. ] (اِ.) ظرف حلبی بزرگ.
(چَ) [ هند. ] (اِ.) سر قلیان.
(~.) (اِ.) جرم، گناه.
(~.) (اِ.) معنی، شرح.
(~.) (اِ.) سینه، صدر.
(~.) (اِ.) لاف، تفاخر.