اسم

چمانه

(~.) (اِ.) = چمان:
۱- کدویی که در آن شراب کنند؛ صراحی.
۲- پیاله شراب.

    چمباتمه

    (چُ مِ) [ تر. ] (اِ.) نوعی از نشستن که کف پا را بر زمین بگذارند و زانوها را در بغل بگیرند. چندک و چمبک نیز گویند.

      چمچم

      (چُ چُ) (اِمر.)
      ۱- گیوه.
      ۲- سُم اسب و استر و خر و گاو و مانند آن‌ها.

        چمچه

        (چَ یا چُ یا چِ) (اِ.) کفگیر، قاشق بزرگ.

          چمخال

          (چَ) (اِ.) = شمخال: نوعی تفنگ گلوله‌ای یا ساچمه‌ای سرپر که در قدیم متداول بود.

            چمدان

            (چَ مِ) [ روس. ] (اِمر.) کیف بزرگ چرمی یا برزنتی یا غیره که هنگام سفر لباس‌ها یا لوازم دیگر را در آن نهند.

              چمن

              (چَ مَ) (اِ.) زمین سبز و خرم، مرغزار.

                Scroll to Top