اسم

چفت

(~.) (اِ.) زنجیر در اتاق، قلاب پشت در.

    چفت

    (چُ)
    ۱- (ص.) تنگ و چسبان ؛ مق. فراخ گشاد.
    ۲- (اِ.) جامه تنگ و چسبان.

      چق

      (چُ) (اِ.) چوبی که بر گردن گاو گردونه کش نهند. چقو، چغ، جوغ و یوغ نیز گویند.

        چغبلغ

        (چَ بَ لُ) (اِ.) نعره و فریادی که از روی اضطراب و بی آرامی کشند.

          چغبوت

          (چَ) (اِ.)
          ۱- پنبه یا پشم و مانند آن که داخلِ تشک، لحاف، بالش کنند.
          ۲- بالش، تشک یا هر چیز آکنده از پشم و پنبه.

            چغته

            (چُ تَ یا تِ) (اِ.) آلتی است که بعضی مردم گیلان و طالش، هنگامی که برف زیاد بر زمین نشسته به پای خود بندند تا در برف فرو نروند، قسمی راکت برف.

              چغر

              (چَ غَ یا چِ غِ) (اِ.)
              ۱- پینه‌ای که در کف دست و پا در اثر کار و راه رفتن زیاد پدید آید.
              ۲- هر چیز سخت و محکم.
              ۳- گیاهی است بوته‌ای و سفیدرنگ.

                چغز

                (چَ) (اِ.)
                ۱- وزغ، قورباغه.
                ۲- صدای وزغ.

                  چغز

                  (~.) (اِ.) زخم سربسته و چرکین، جراحت سرباز نکرده.

                    Scroll to Top