اسم

چک

(~.) (اِ.) سیلی، تپانچه.

    چفت

    (~.) (اِ.) زنجیر در اتاق، قلاب پشت در.

      چفت

      (چُ)
      ۱- (ص.) تنگ و چسبان ؛ مق. فراخ گشاد.
      ۲- (اِ.) جامه تنگ و چسبان.

        چق

        (چُ) (اِ.) چوبی که بر گردن گاو گردونه کش نهند. چقو، چغ، جوغ و یوغ نیز گویند.

          چقر

          (چَ قَ) [ تر. ] (اِ.) شرابخانه، میخانه، میکده.

            چقرمه

            (چَ قِ مِ یا مَ) (اِ.)
            ۱- غذایی از گوشت و تخم مرغ و پیاز.
            ۲- هر چیز سخت چون چرم و مانند آن.

              چک

              (چُ) (اِ.) = چوک: آلت تناسلی مرد؛ نره.

                چک

                (~.) (اِ.) گردویی که مغز آن به آسانی برنیاید.

                  چک

                  (~.) (اِ.) = جیک: یک جانب از چهار جانب بجول، دزد؛ مق. پک.

                    Scroll to Top