اسم

چشمک

(~. مَ) (اِمصغ.)
۱- چشم کوچک.
۲- اشاره با گوشه چشم.
۳- عینک.

    چشمه

    (چَ مِ یا چَ مَ) [ په. ] (اِ.)
    ۱- جایی از زمین یا کوه که به طور طبیعی آب از آن بیرون آید.
    ۲- سوراخ ریز.
    ۳- منبع، اصل.
    ۴- آب اندک.
    ۵- چیز اندک.
    ۶- قسم، نوع.
    ۷- ممر معاش.

      چشمیزک

      (چَ زَ) (اِمصغ.) = چشمیزج. تشمیزج: دانه‌ای است سیاه به اندازه بهدانه و آن را از گیاهی که در حجاز و سودان روید بدست آرند و در طب قدیم مستعمل بود؛ چشمک، چشام، چشوم، چشم.

        چغ

        (چَ) (اِ.) = چق:
        ۱- چوبی که بدان ماست راهم زنند تا مسکه و کره از آن جدا گردد.
        ۲- چرخی که زنان رشته بدان ریسند.

          Scroll to Top