اسم

نسر واقع

(~. قِ) [ ع. ] (اِمر.)یکی از ستاره‌های قدر اول صورت فلکی چنگ رومی (شلیاق).

    نسرین

    (نَ) (اِ.) گلی سفید رنگ و خوشبو با برگ‌های کوچک و انبوه، مشکین بوی هم گویند.

      نسق

      (نَ سَ) [ ع. ] (اِ.)
      ۱- نظم و ترتیب.
      ۲- رسم و روش.

        نسترن

        (نَ تَ رَ) (اِ.) گلی است خوشبوی به رنگ سرخ یا سفید که درختش خاردار است.

          نسایج

          (نَ یِ) [ ع. نسائج ] (اِ.) جِ نسیجه. بافته شده‌ها.

            نسب

            (نَ سَ) [ ع. ] (اِ.)
            ۱- نژاد، خاندان.
            ۲- خویشاوندی، قرابت. ج. انساب.

              Scroll to Top