اسم

نسل

(نَ) [ ع. ] (اِ.) نژاد، فرزند، دودمان. ج. انسال.

    نسمه

    (نَ مِ یا مَ) [ ع. نسمه ] (اِ.)
    ۱- دم، نفس.
    ۲- روح، روان.
    ۳- انسان.
    ۴- بنده، عبد. ج. نسم، نسمات.

      نستوری

      (نَ) (اِ.) = نسطوری: قطعه‌ای است ضربی در «نوایی» که سه ضرب سنگینی است.

        نسج

        (نَ) [ ع. ] (اِ.) بافت و بافتگی.

          نسخه

          (نُ خِ) [ ع. نسخه ] (اِ.)
          ۱- نوشته‌ای که از روی نوشته دیگر تهیه کنند.
          ۲- کاغذ حاوی دستورات پزشک.
          ۳- رونوشت.
          ۴- واحدی برای شمارش کتاب و رساله. ج. نُسَخ.

            نسر

            (نَ) [ ع. ] (اِ.) کرکس. ج. نسور.

              نسر

              (نَ سَ) (اِ.)
              ۱- خانه پشت به آفتاب، قسمت جنوبی حیاط.
              ۲- خانه مانندی که در سایه کوه از چوب و علف سازند.

                نسر واقع

                (~. قِ) [ ع. ] (اِمر.)یکی از ستاره‌های قدر اول صورت فلکی چنگ رومی (شلیاق).

                  Scroll to Top