اسم

نسیب

(نَ) [ ع. ] (اِ.) وصف موضوعات عاشقانه و مجالس مِی گساری در شعر.

    نسر

    (نَ سَ) (اِ.)
    ۱- خانه پشت به آفتاب، قسمت جنوبی حیاط.
    ۲- خانه مانندی که در سایه کوه از چوب و علف سازند.

      نسر واقع

      (~. قِ) [ ع. ] (اِمر.)یکی از ستاره‌های قدر اول صورت فلکی چنگ رومی (شلیاق).

        نسرین

        (نَ) (اِ.) گلی سفید رنگ و خوشبو با برگ‌های کوچک و انبوه، مشکین بوی هم گویند.

          نسق

          (نَ سَ) [ ع. ] (اِ.)
          ۱- نظم و ترتیب.
          ۲- رسم و روش.

            نستعلیق

            (نَ تَ) (اِمر.) مرکب از دو کلمه نسخ و تعلیق، از زیباترین خطوط خوشنویسی.

              نستک

              (نِ تَ) (اِ.) پنبه حلاّجی شده که آن را باریک پیچیده باشند.

                Scroll to Top