اسم

چانه

(نِ) (اِ.) استخوان زنخ، فک اسفل. ؛~ خود را خسته کردن حرف‌های بی نتیجه زدن.

    چاه

    [ په. ] (اِ.) گودالی به شکل استوانه که در زمین حفر کنند و از آن آب بالا کشند، یا فاضلاب را در آن ریزند.

      چاهک

      (هَ) (اِ.) چاه کوچک، چاه کم عمق، گودال چاه مانند.

        چاقو

        (اِ.) آلتی مرکب از تیغه فولادین که به دسته‌ای وصل است و آن برای بریدن و تراشیدن به کار رود. ؛~ی بی دسته ساختن کنایه از: کار ناتمام و بی ارزش کردن.

          چاک

          (اِ.)
          ۱- شکاف.
          ۲- پاره.
          ۳- سفیده صبح.
          ۴- دریچه. ؛ به ~ زدن گریختن، فرار کردن.

            چاک

            (اِ.) = چک. جک: قباله باغ و خانه و مانند آن.

              Scroll to Top