اسم

جوار

(جِ) [ ع. ] (اِ.) همسایگی، نزدیکی.

    جوارح

    (جَ رِ) [ ع. ] (اِ.) جِ جارحه.
    ۱- اندام‌ها.
    ۲- مرغان شکاری.

      جوارش

      (جَ رِ) [ معر. گوارش ] (اِ.)
      ۱- نوعی حلوا.
      ۲- ترکیبی است که به جهت هضم طعام خورند.
      ۳- معجونی مفرح و مقوی و محلل ریاح و مصلح اغذیه.

        جواری

        (جَ) [ ع. ] (اِ.) جِ جاریه.
        ۱- کنیزکان.
        ۲- کشتی‌های بزرگ.

          جواز

          (جَ) (اِ.) = گواز: چوبدستی که با آن گاو و خر را رانند.

            جواز

            (جُ) (اِ.)
            ۱- هاون سنگین و چوبین، مهراس.
            ۲- چوبی که ستوران را بدان رانند.

              جوال

              (جُ یا جَ) (اِ.)
              ۱- کیسه، کیسه بزرگ ساخته شده از پارچه خشن.
              ۲- پارچه خشن و یا ضخیم.
              ۳- یک لنگه بار.
              ۴- بدن (انسان).
              ۵- چیزی گشاده. ؛در ~ کسی نگنجیدن فریب کسی را نخوردن.

                جوال دوز

                (~.) (اِمر.) سوزن بزرگی که برای دوختن جوال و پارچه‌های ضخیم به کار می‌رود.

                  Scroll to Top