جوارح
(جَ رِ) [ ع. ] (اِ.) جِ جارحه.
۱- اندامها.
۲- مرغان شکاری.
(جَ رِ) [ معر. گوارش ] (اِ.)
۱- نوعی حلوا.
۲- ترکیبی است که به جهت هضم طعام خورند.
۳- معجونی مفرح و مقوی و محلل ریاح و مصلح اغذیه.
(جَ) (اِ.) واژهای است گرفته شده از عربی به معنی اسباب و اثاثیهای که عروس با خود به خانه داماد میبرد.
(جَ) [ ع. ]
۱- (اِ.) پاسخ.
۲- آن چه پس از حل مسئله یا معادله به دست میآید.
۳- (اِمص.) جبران، تلافی.
۴- نتیجه آزمایش یا آزمون.