اسم

جمهره

(جَ هَ رِ یا رَ) [ ع. جمهره ] (اِ.) توده ریگ.

    جمهور

    (جُ) [ ع. ] (اِ.)
    ۱- توده، گروه، جماعت مردم. ج. جماهیر.
    ۲- معظم از هر چیزی.

      جمهوری

      (~.) [ ع. ] (اِ.) نوعی از حکومت که رییس آن از سوی مردم کشور برای مدتی محدود برگزیده شود و آن انواع مختلف دارد: جمهوری اسلامی، جهموری سوسیالیستی، جمهوری دموکراتیک، جهموری فدرال و غیره.

        جن

        (جِ نّ) [ ع. ] (اِ.)
        ۱- پری، موجود نامریی.
        ۲- شکوفه.
        ۳- اول هر چیزی. ؛ ~ و بسم الله کنایه از: دو شخص یا شی ء مخالف و ضد یکدیگر.

          جن

          (جَ) (اِ.) طرف، جانب، سوی.

            جناب

            (جَ) [ ع. ] (اِ.)۱ – درگاه، آستانه.
            ۲- واژه‌ای ا ست که برای احترام، پیش از نام بزرگان گفته می‌شود.

              جمع

              (جَ) [ ع. ]
              ۱- (مص م.) گرد کردن.
              ۲- فراهم کردن، فراهم آوردن.
              ۳- آسوده (صفتی است برای خاطر): خاطرجمع.
              ۴- (اِ.) انجمن، مجمع.
              ۵- گروه، جمعیت.
              ۶- مجموع، همه.
              ۷- یکی از چهار عمل اصلی و آن افزودن دو یا چند عدد است به یکدیگر.
              ۸- کلمه‌ای که بر دو به بالا دلالت دارد (دستور).

                جمعه

                (جُ عِ) [ ع. جمعه ] (اِ.) هفتمین روز هفته مسلمانان.

                  جمازه

                  (جَ مّ زِ) [ ع. جمازه ] (اِ.) شتر تیزرو.

                    Scroll to Top