اسم

جمع

(جَ) [ ع. ]
۱- (مص م.) گرد کردن.
۲- فراهم کردن، فراهم آوردن.
۳- آسوده (صفتی است برای خاطر): خاطرجمع.
۴- (اِ.) انجمن، مجمع.
۵- گروه، جمعیت.
۶- مجموع، همه.
۷- یکی از چهار عمل اصلی و آن افزودن دو یا چند عدد است به یکدیگر.
۸- کلمه‌ای که بر دو به بالا دلالت دارد (دستور).

    جمعه

    (جُ عِ) [ ع. جمعه ] (اِ.) هفتمین روز هفته مسلمانان.

      جمازه

      (جَ مّ زِ) [ ع. جمازه ] (اِ.) شتر تیزرو.

        جماعت

        (جَ عَ) [ ع. ] (اِ.)
        ۱- گروه، گروهی از مردم.
        ۲- اطرافیان، کسان.
        ۳- صنف.

          جمبوری

          (جَ) [ انگ. ] (اِ.) اجتماع پیشاهنگان نقاط مختلف در یک محل، کنگره پیشاهنگان.

            جمد

            (جَ مَ) [ ع. ] (اِ.)
            ۱- یخ.
            ۲- برف.

              Scroll to Top