اسم

جفر

(جَ) [ ع. ] (اِ.)
۱- علمی که به کمک آن امور پنهانی و آینده را بازگویند.
۲- چاه فراخ.

    جفون

    (جُ فُ) [ ع. ] (اِ.) جِ جَفن، پلک چشم.

      جغبوت

      (جَ)(اِ.) = جغبت:پنبه لحاف و تشک و نهالی.

        جغجغه

        (جِ جِ غِ) (اِ.) نوعی اسباب بازی کودکان شبیه قوطی که موقع تکان دادن صدا از آن برآید.

          جغد

          (جُ) (اِ.) پرنده‌ای است با صورتی پهن، منقاری خمیده و چشم‌هایی درشت و پاهای بزرگ، در دو طرف سرش دو دسته پر شبیه گوش گربه قرار دارد، در ویرانه‌ها زندگی می‌کند و به نحوست معروف است، بوم و بوف هم گویند.

            جعال

            (جِ) [ ع. ] (اِ.)
            ۱- اجرتی که به سپاهیان در زمان جنگ دهند.
            ۲- اجرت عامل، حق العمل.

              جعبه

              (جَ بِ) [ ع. جعبه ] (اِ.)
              ۱- تیردان.
              ۲- صندوقچه، هر چیز قوطی مانند. ؛ ~سیاه اسبابی به صورت یک واحد کامل الکترونیکی در وسی له‌های پرنده برای گردآوری اطلاعات از عملکرد وسیله در جریان پرواز، به ویژه در فهم علت سقوط. ؛ ~تقسیم قاب سرپوشیده‌ای برای انتقال یا انعشاب مدارهای الکترونیکی. ؛ ~ابزار جعبه‌ای برای نگهداری و حمل ابزارهای دستی.

                جعد

                (جَ) [ ع. ] (اِ.) موی پیچیده، موی تاب – دار.

                  Scroll to Top