اسم

جفته

(جُ تَ یا تِ) (اِ.)
۱- لگد اسب و شتر و غیره، جفتک.
۲- سرین، کفل.
۳- گره ریسمان.

    جفر

    (جَ) [ ع. ] (اِ.)
    ۱- علمی که به کمک آن امور پنهانی و آینده را بازگویند.
    ۲- چاه فراخ.

      جفون

      (جُ فُ) [ ع. ] (اِ.) جِ جَفن، پلک چشم.

        جک

        (~.) [ انگ. ] (اِ.) دستگاهی به شکل اهرم که برای بالا بردن و نگاه داشتن اشیاء سنگین مانند اتومبیل و غیره به کار برند.

          جغرافی

          (جُ) [ معر – یو. ] (اِمر.) دانشی است که در باره زمین و تقسیمات طبیعی، سیاسی، جغرافی و انسانی آن بحث می‌کند و آن شامل اقسامی است.

            جغه

            (جِ غِّ) (اِ.)
            ۱- تاج، افسر.
            ۲- هر چیز تاج مانند که به کلاه نصب کنند.

              جف

              (جُ فّ) [ ع. ] (اِ. ص.)
              ۱- هر چیز تُهی.
              ۲- سالخورده، کهن.

                جفاله

                (جُ لِ یا لَ) [ ع. جفاله ] (اِ.)
                ۱- گروه مردم، جماعت.
                ۳- دسته مرغان (فارسی).

                  جفت

                  (~.) [ په. ] (اِ.)
                  ۱- زوج، دو عدد از یک چیز.
                  ۲- زن و شوهر، همسر.
                  ۳- همتا، همانند.
                  ۴- همراه، همدم.

                    Scroll to Top