اسم

جسک

(جَ) (اِ.) = جَسگ:
۱- رنج، آزار.
۲- ناخوشی، آفت.

    جش

    (جَ) (اِ.) مهره‌ای شیشه‌ای به رنگ کبود که برای دفع چشم زخم به لباس کودکان دوزند.

      جشان

      (جَ) [ په. ] (اِ.) گز استادان خیاط و بنا، چوبی که بدان زمین و امثال آن را پیمایند.

        جشن

        (جَ) (اِ.)
        ۱- مجلس شادی و شادمانی.
        ۲- مهمانی.
        ۳- سور و سرور.

          جشن

          (جَ شَ) (اِ.) تب، بالا رفتن دمای بدن.

            جزوه

            (جُ وِ) [ ع. جزوه ] (اِ.)
            ۱- دسته‌ای از کاغذ چاپ شده یا با دست نوشته شده.
            ۲- بخشی از کتاب.
            ۳- دفترچه.

              جزیره

              (جَ رِ) [ ع. جزیره ] (اِ.) آبخوست ؛ قطعه زمینی که گرداگرد آن را آب فرا گرفته باشد. ج. جزایر.

                جزیه

                (جِ یِ) [ معر. ] (اِ.) خراجی که اهل کتاب سالانه به دولت اسلامی می‌پرداختند.

                  Scroll to Top