اسم

جزیره

(جَ رِ) [ ع. جزیره ] (اِ.) آبخوست ؛ قطعه زمینی که گرداگرد آن را آب فرا گرفته باشد. ج. جزایر.

    جزیه

    (جِ یِ) [ معر. ] (اِ.) خراجی که اهل کتاب سالانه به دولت اسلامی می‌پرداختند.

      جریره

      (جَ رِ) [ ع. جریره ] (اِ.) گناه، جنایت.

        جز

        (جِ) (اِ.)
        ۱- صدایی که از تماس آب با آتش یا فلز گداخته برخیزد.
        ۲- صدای تف دادن چیزی در روغن.

          جزء

          (جُ) [ ع. ] (اِ.) بخشی از چیزی، پاره‌ای از شی ء مق کل. ج. اجزاء.

            جزء

            (جُ) [ ع. ] (اِ.) بخشی از چیزی، پاره‌ای از شی ء. ج. اجزاء.

              Scroll to Top