جراد
(جَ) [ ع. ] (اِ.) ملخ.
(جَ رِّ) [ ع. ] (اِ.)
۱- نوعی از عقرب زرد و درشت که دُمش را برزمین میکشد و زهر شدیدی دارد.
۲- کنایه از: زلف معشوق.
(جَ) [ ع. ] (اِ.)
۱- بن، ریشه، اصل.
۲- در ریاضی عددی که در نفس خود ضرب شود. ؛ ~ اَصَم عددی که وقتی جذر آن را بگیریم، عددِ تقریبی بدست میآید نه کامل.