اسم

جد

(جَ دّ) [ ع. ] (اِ.) پدربزرگ، نیا. ج. اجداد.

    جد

    (~.) [ ع. ] (اِ.)
    ۱- بهره، نصیب.
    ۲- کنار رود.
    ۳- بخت.

      جدال

      (جِ) [ ع. ]
      ۱- (مص ل.) نبرد کردن.
      ۲- (اِمص.) دشمن.
      ۳- (اِ.) جنگ، ستیز.

        جبیره

        (جَ رَ یا رِ) [ ع. جبیره ] (اِ.) تخته‌های باریک و نوارهایی که شکسته بند بدان‌ها محلی از بدن را که استخوانش شکسته می‌بندد، تخته بند. ج. جبائر (جبابر).

          جبین

          (جَ) [ ع. ] (اِ.)پیشانی، یک طرف پیشانی.

            جبین

            (جُ بّ) (اِ.) = چپین: طبق چوبین، سله.

              جبال

              (جِ) [ ع. ] (اِ.) جِ جبل ؛ کوه‌ها.

                جبت

                (جِ) [ ع. ] (اِ.)
                ۱- بت، صنم.
                ۲- سحر.
                ۳- ساحر.
                ۴- کسی که خیری در او نیست.

                  جبر

                  (جَ) [ ع. ]
                  ۱- (مص م.) کسی را به انجام کارهایی واداشتن.
                  ۲- اصلاح کردن با زور و قهر.
                  ۳- (اِ.) اکراه، ناچاری.
                  ۴- نام یکی از مباحث ریاضی.
                  ۵- شکسته بندی.

                    Scroll to Top