جد
(جَ دّ) [ ع. ] (اِ.) پدربزرگ، نیا. ج. اجداد.
(جَ رَ یا رِ) [ ع. جبیره ] (اِ.) تختههای باریک و نوارهایی که شکسته بند بدانها محلی از بدن را که استخوانش شکسته میبندد، تخته بند. ج. جبائر (جبابر).
(جَ) [ ع. ]
۱- (مص م.) کسی را به انجام کارهایی واداشتن.
۲- اصلاح کردن با زور و قهر.
۳- (اِ.) اکراه، ناچاری.
۴- نام یکی از مباحث ریاضی.
۵- شکسته بندی.