اسم

جبین

(جَ) [ ع. ] (اِ.)پیشانی، یک طرف پیشانی.

    جبین

    (جُ بّ) (اِ.) = چپین: طبق چوبین، سله.

      جت

      (جِ) [ انگ . ] (اِ.) هر یک از اسباب‌هایی که به وسیله خروج ناگهانی و پرفشار سیال از دهانه مخزن کار کند. مانند: هواپیمای جت یا توربوجت.

        جثه

        (جُ ثِّ) [ ع. جثه ] (اِ.) بدن، تن.

          جحیم

          (جَ) [ ع. ] (اِ.)
          ۱- (اِ.) جهنم، دوزخ.
          ۲- جای بسیار گرم.

            جخت

            (~.) (اِ.) عطسه دوم، متضاد صبر، که آن را به فال نیک می‌گیرند.

              جخش

              (جَ) (اِ.) = جخج: نوعی تورم در گلو که درد ندارد.

                جبرییل

                (جِ رَ) [ عبر. ] (اِ.) = جبراییل:یکی از فرشتگان مقرب.

                  جبغوت

                  (جَ)(اِ.)
                  ۱- پشم و پنبه که درون لحاف و ت وشک کنند.
                  ۲- هرچیز آکنده از پشم و پنبه مانند توشک و بالش. جغبوت، جغبت و چغبت و چغبوت و چبغوت و چبغت نیز گویند.

                    Scroll to Top