جدوی
(جَ دْ وا) [ ع. ] (اِ.)
۱- بخشش و عطا.
۲- فایده، سود.
۳- پیشکش، هدیه.
(جُ دَ) [ ع. ] (اِ.) ستاره قطبی، ستارهای در انتهای دُم خرس کوچک با اختلاف کمتر از ۱ درجه از محل واقعی قطب شمال. میخگاه، سپاهبد و سپاهبدان هم گفته شده.
(جَ رَ یا رِ) [ ع. جبیره ] (اِ.) تختههای باریک و نوارهایی که شکسته بند بدانها محلی از بدن را که استخوانش شکسته میبندد، تخته بند. ج. جبائر (جبابر).
(جِ) [ انگ . ] (اِ.) هر یک از اسبابهایی که به وسیله خروج ناگهانی و پرفشار سیال از دهانه مخزن کار کند. مانند: هواپیمای جت یا توربوجت.