نرکه
(نَ کَ یا کِ) [ تر. ] (اِ.) حلقه زدن گروهی به جهت منع حیوانات شکاری از خروج از محوطهای معین تا شکار شاه یا امیران آسان باشد، جرگه.
(نَ کَ یا کِ) [ تر. ] (اِ.) حلقه زدن گروهی به جهت منع حیوانات شکاری از خروج از محوطهای معین تا شکار شاه یا امیران آسان باشد، جرگه.
(نَ) (اِ.) مهرهای کوچک و مخروطی شکل که در آن گلها و رگهای بسیار بود و آن را در بیخ دم پلنگ یابند و نرگ پلنگ گویند، حجرالنمر.
(نَ گِ) [ په. ] (اِ.)
۱- گیاهی است از رده تک لپهایها و گلهایش منفردند. تعداد گلبرگهایش سه عدد و سفید رنگند و کاسبرگهایش نیز سه عدد هستند که به رنگ گلبرگها میباشند.
۲- کنایه از: چشم معشوق.