اسم

نرد

(نَ) [ په. ] (اِ.) نوعی بازی مانند شطرنج که ابزار آن یک صفحه چوبی به همراه ۱۵ مهره سیاه و ۱۵ مهره سفید و دو طاس می‌باشد.

    نردبان

    (نَ دَ) (اِ.) = نردبام: دو چوب یا دو قطعه فلزی بلند عمودی که در میان آن‌ها به فاصله معین چوب‌ها یا قطعات فلزی افقی کار گذاشته و توسط آن از دیوار، درخت و غیره بالا روند، زینه.

      نرده

      (نَ دِ) (اِ.) تارمی چوبی یا فلزی که در اطراف باغچه و خانه یا جلوی ایوان درست کنند.

        نرس

        (نِ) [ انگ. ] (اِ.) فردی که در زمینه اصول علمی و مهارت‌های حرفه‌ای مراقبت و درمان بیماران تحصیل کرده و در آن تبحر داشته باشد، پرستار. (فره).

          ندوه

          (نَ دْ وَ) [ ع. ندوه ] (اِ.) گروه، انجمن.

            ندی

            (نَ دا) [ ع. ]
            ۱- (اِ.)شبنم، ژاله.۲ – (اِمص.) بخشش، بخشندگی.

              نذر

              (نَ) [ ع. ] (اِ.)
              ۱- شرط و پیمان.
              ۲- آن چه شخص بر خود واجب گرداند که در راه خدا بدهد یا به جا بیآورد. ج. نذور.

                Scroll to Top