تور
[ فر. ] (اِ.) گردش، سیر، مسافرت، هر نوع سفر برنامه ریزی شده به یک یا چند مقصد و برگشت به مبدأ، گشت (فره).
[ فر. ] (اِ.) گردش، سیر، مسافرت، هر نوع سفر برنامه ریزی شده به یک یا چند مقصد و برگشت به مبدأ، گشت (فره).
(تُ) [ ع. توراه ] (اِ.)
۱- به معنی اخص، به اسفار خمسه عهد عتیق (تکوین، خروج، احبار، عدد و تثنیه)، انبیا (ابراهیم، اسحاق، یعقوب و ایام بنی اسراییل در برسینا) و توصیههای موسوی در اخلاق و شرایع اطلاق میشود.
۲- همه کتاب مقدس را به خطا تورات نامند.
[ فر. ] (اِ.) نوعی زغال طبیعی به رنگ قهوهای تیره که صدی پنجاه تا صدی شصت جزو کربن دارد و از خزهای مخصوص تولید میشود.
(اِ.) گیاهی است با برگهای درشت و پهن و گلهای سبز یا سرخ، بلندی ساقه اش تا یک متر هم میرسد. خشک شده آن را به صورت توتون سیگار، غلیان و چپق دود میکنند. این گیاه بومی امریکاست و دارای ماده نکوتین میباشد.
(اِ.)
۱- سرمه، اکسید روی و سرب که در کورههای ذوب سرب و روی به دست میآید. برای معالجه امراض چشم و نیز تقویت آن به کار میرود.
۲- خارپشت دریایی، جانوری است از نوع خارپوستان با بدن کروی شکل که به سنگها و علفها و دیگر جانوران دریایی میچسبد و از گیاهان دریایی و جلبکها تغذیه میکند.