اسم

تموز

(تَ) [ معر. ] (اِ.)
۱- گرمای سخت، زمان بودن خورشید در برج سرطان.
۲- نام ماه اول تابستان و ماه دهم از ماه‌های رومیان.

    تمغا

    (تَ) [ مغ. ] (اِ.)
    ۱- مُهر، داغ.
    ۲- مهری که در قدیم پادشاهان مغول به فرمان‌های خود می‌زده‌اند.
    ۳- باج، خراج.

      تمک

      (تَ مَ) [ ع. ثمک ] (اِ.) گیاهی از تیره چتریان که دارای برگ‌های طویلی است و در غالب نقاط می‌روید. دم کرده آن به عنوان مدر و ضد روماتیسم در تداوی قدیم مصرف می‌شده ؛ ابره الراعی، حربث.

        تملیت

        (تَ) (اِ.) یک لنگه بار، بار کمی که بر بالای استر یا الاغ بگذارند و بر روی آن نشینند.

          تمنه

          (تَ مَ نَ) (اِ.) سوزن لحاف دوزی.

            تمدن

            (تَ مَ دُّ) [ ع. ]
            ۱- (مص ل.) شهرنشین شدن.
            ۲- (اِ.) همکاری مردم یک جامعه برای ترقی و پیشرفت.

              تمر

              (تَ) (اِ.) آب مروارید، یکی از بیماری‌های چشمی که بیشتر در سنین بالا بروز می‌کند و باعث کم شدن نیروی دید می‌شود.

                Scroll to Top