اسم

تقلی

(تُ) [ تر. ] (اِ.) گوسفند شش ماهه.

    تقویم

    (تَ) [ ع. ]
    ۱- (مص م.) بهاء جنسی را تعیین کردن.
    ۲- راست کردن.
    ۳- تعیین اوقات و زمان‌ها.
    ۴- (اِ.) گاهنامه.

      تقشف

      (تَ قَ شُّ) [ ع. ]
      ۱- (مص ل.) به کم ساختن، زندگی مرتاضی را پیشه کردن.
      ۲- (اِمص.) تنگی معشیت، درویشی.

        تقاطع

        (تَ طُ) [ ع. ]
        ۱- (مص ل.) یکدیگر را قطع کردن، قطع کردن دو خط یکدیگر را.
        ۲- (اِمص.) برخورد، قطع.

          تقاوی

          (تَ) [ ع. ]
          ۱- (مص م.) مساعده دادن به کارگر و زارع.
          ۲- (اِمص.) پیش پرداخت، مساعده.

            تقدمه

            (تَ دِ مِ) [ ع. تقدمه ]
            ۱- (مص م.) پیشکش کردن.
            ۲- (اِ.) پیشکش.
            ۳- مبلغ معینی که به عنوان مساعده و برحسب قرار معین مالک در آغاز مال به زارع می‌دهد و هنگام برداشت پس می‌گیرد.

              تفو

              (تُ) (اِ.)
              ۱- آب دهان.
              ۲- برای تحقیر و توهین به کسی یا چیزی گویند.

                تق تق

                (تَ تَ) (اِصت.) آواز به هم خوردن کوبه در و مانند آن.

                  پیمایش به بالا