اسم

تقادم

(~.) [ ع. ] (اِ.) جمع تقدمه، پیشکش، هدیه.

    تفقد

    (تَ فَ قُّ) [ ع. ]
    ۱- (مص م.) دلجویی کردن.
    ۲- (اِمص.) بازجست، واجست.

      تفکر

      (تَ فَ کُّ) [ ع. ]
      ۱- (مص ل.) اندیشه کردن.
      ۲- (اِمص.) اندیشه.

        تفکیک

        (تَ) [ ع. ]
        ۱- (مص م.) از هم جدا کردن، بازگشادن.
        ۲- (اِمص.) جدایی، گشودگی.
        ۳- گرفتن سند جداگانه برای بخشی از یک ساختمان.

          تفلون

          (تِ لُ) [ فر – انگ. ] (اِ.) نامی تجاری مشتق از ماده‌ای پلاستیکی که برای ایجاد پوشش‌های بسیار مقاوم در برابر گرما و عوامل شیمیایی مورد استفاده قرار می‌گیرد.

            تفنگ

            (تُ فَ) (اِ.) جنگ افزاری که با آن گلوله را به مسافت دور و نزدیک پرتاب می‌کنند و انواع مختلف دارد: دولول، سرپر، بادی، کمرشکن، شکاری و مانند آن.

              تفضیل

              (تَ) [ ع. ]
              ۱- (مص م.) برتری دادن.
              ۲- بسط دادن، شرح دادن.
              ۳- (اِمص.) شرح و بسط.

                Scroll to Top