اسم

تفاضل

(تَ ضُ) [ ع. ]
۱- (مص ل.) بر یکدیگر برتری جستن.
۲- (اِمص.) برتری، فزونی، پیشی.
۳- حاصل تفریق (ریاضی).

    تفاعل

    (تَ عُ) [ ع. ]
    ۱- (مص.) اظهار آن چه در باطن نیست.
    ۲- (اِ.) در صرف عربی یکی از باب‌های ثلاثی مزیدفیه.

      تفال

      (تُ) (اِ.) آب دهن که از اثر مزه چیزی به هم رسد، تف.

        تفاله

        (تُ لِ) [ ع. ] (اِ.) باقی مانده میوه و هر چیز دیگری پس از فشردن و گرفتن آبش.

          تفأل

          (تَ فَ أُ) [ ع. ]
          ۱- (مص م.) فال زدن.
          ۲- (اِمص.) فال گویی، فال اندازی.
          ۳- (اِ.) فال، شگون. ج. تفألات.

            تفت

            (تَ)
            ۱- (ص.) گرم.
            ۲- (اِ.) گرمی، حرارت.
            ۳- حرارت ناشی از خشم.
            ۴- با شتاب، تند و تیز.
            ۵- خرام، خرامان.

              تفت

              (تَ) (اِ.) سبد چوبین که در آن میوه جا دهند.

                تفتان

                (تَ)
                ۱- (ص.) هر چیز گرم شده از آفتاب یا آتش.
                ۲- (اِ.) قسمی از نان ؛ تافتون.

                  تفاریق

                  (تَ) [ ع. ] (اِ.) جِ تفریق ؛ پراکنده‌ها، چیزهای پراکنده، اندک اندک.

                    Scroll to Top