اسم

ترفند

(تَ فَ)
۱- (ص.) بیهوده.
۲- (اِ.) تزویر، حیله.

    ترغ

    (تُ رْیا تُ رُ) (اِ. ص.) اسب سرخ رنگ.

      ترس

      (~.) [ ع. ] (اِ. ص.) زمین سخت، محکم ج. تُرُس، اتراس.

        ترسکار

        (تَ)
        ۱- (ص فا.) پارسا، خداترس.
        ۲- (اِ.) نوعی جامه ویژه که ایرانیان قدیم هنگام نیایش به تن می‌کردند.

          ترشک

          (تُ شَ) (اِ.) گیاهی مانند شبدر با گل‌های زرد یا سرخ.

            ترشی

            (تُ) (اِ.) کلیه مواد غذایی که مزه ترش دارند و مقداری از اسیدهای مختلف در ترکیبشان وجود دارد. ترشی‌ها را به عنوان چاشنی غذا به کار می‌برند. ؛ ~انداختن کنایه از: بلااستفاده و عاطل گذاشتن.

              ترخان

              (تَ) [ تر – مغ. ] (اِ.)لقبی برای شاهزادگان ترک و مغول که از پرداخت باج و مالیات معاف بودند و هرگاه که می‌خواستند بدون اجازه به حضور سلطان می‌رفتند.

                ترخوانه

                (تَ خا نِ) (اِ.) نوعی خوراک ساخته شده از گندم و شیر که آن را پخته به شکل گلوله درمی آورند و خشک کرده برای زمستان نگه می‌دارند.

                  پیمایش به بالا