اسم

ترخوانه

(تَ خا نِ) (اِ.) نوعی خوراک ساخته شده از گندم و شیر که آن را پخته به شکل گلوله درمی آورند و خشک کرده برای زمستان نگه می‌دارند.

    ترخون

    (تَ) (اِ.) گیاهی با برگ‌های دراز و باریک و ساقه نازک و راست که بوی خوش و مزه تند دارد و برای یبوست مفید است.

      ترپک

      (تَ پَ) (اِ.) قره قورت، کشک سیاه.

        ترت و مرت

        (تَ تُ مَ)
        ۱- (ص مر.) تارومار.
        ۲- پراکنده، پریشان.
        ۳- (اِمر.) تاخت وتاراج.

          ترجمه

          (تَ جَ یا جُ مِ) [ ع. ترجمه ]
          ۱- (مص م.) روایت کردن مطلبی از زبانی به زبان دیگر.۲ – ذکر کردن سیرت و اخلاق و نسب کسی.
          ۳- (اِمص.) گزارش.

            ترجیع بند

            (~. بَ) (اِمر.) شعری دارای چند بند با یک وزن واحد که هر بند با قافیه تازه شروع شود، و یک بیت در میان بندها عیناً تکرار شود.

              ترح

              (تَ رَ) [ ع. ] (اِ.) اندوه، حزن.

                ترب

                (تُ رُ) (اِ.) گیاهی است یک ساله با برگ‌های درشت و ریشه چغندر مانند به رنگ‌های سفید و سیاه که دارای طعم تند و تیزی می‌باشد.

                  پیمایش به بالا