تراویح
(تَ) [ ع. ] (اِ.) جِ ترویحه.
۱- نشستها، نشستنها.
۲- چهار رکعت نماز شب.
(تُ رُ) (اِ.) گیاهی است یک ساله با برگهای درشت و ریشه چغندر مانند به رنگهای سفید و سیاه که دارای طعم تند و تیزی میباشد.
(تَ) (اِ.)
۱- مکر، حیله، زرق، تزویر.
۲- گزاف، گزافه.
۳- زبان آوری، چرب زبانی.
۴- حرکت از روی ناز یا قهر.
(تِ رِ) (اِ.) صمغ حاصل از اقسام درختان کاج که از آن اسانس تربانتین و کولوفان استخراج میکنند که در طب به کار روند؛ سقز، جوهر سقز، راطینا، راتینه، راتینج نیز گویند.
(تِ) [ فر. ] (اِ.)
۱- عبور کالا از کشوری به کشور دیگر بدون پرداخت گمرگ.
۲- بخشی از جابه جایی مسافر و کالا بین مبدأ و مقصد که مستلزم عبور از کشور ثالث باشد، گذری. (فره).
(تِ تُ) [ انگ. ] (اِ.) دستگاهی برای توسعه دادن نوسانات الکتریکی به وسیله عمل شارژ الکترونیکی در جسم نیم هادی کریستالین.