اسم

ترانزیت

(تِ) [ فر. ] (اِ.)
۱- عبور کالا از کشوری به کشور دیگر بدون پرداخت گمرگ.
۲- بخشی از جابه جایی مسافر و کالا بین مبدأ و مقصد که مستلزم عبور از کشور ثالث باشد، گذری. (فره).

    ترانزیستور

    (تِ تُ) [ انگ. ] (اِ.) دستگاهی برای توسعه دادن نوسانات الکتریکی به وسیله عمل شارژ الکترونیکی در جسم نیم هادی کریستالین.

      ترانسفر

      (تِ فِ) [ انگ. ] (اِمص.) انتقال دادن، بردن، جابه جا کردن (مثل انتقال شخص از یک حالت مکان به حالت مکان دیگر).

        ترازنامه

        (~. مِ یا مَ) (اِمر.) بیلان ؛ نوشته‌ای که در آن میزان درآمد، دارایی، بدهی و بستانکاری یک مؤسسه در یک دوره معین در آن ثبت شده باشد.

          ترازو

          (تَ) [ په. ] (اِ.)
          ۱- ابزاری برای وزن کردن اجسام.
          ۲- نام هفتمین برج از دوازده برج منطقه البروج که خورشید در حرکت ظاهری خود مهر ماه در این برج دیده می‌شود.

            تراژدی

            (تِ ژِ) [ فر. ] (اِ.)۱ – نمایش نامه غم انگیز.
            ۲- فاجعه، مصیبت.

              تراس

              (تُ) [ ع. ] (اِ.) ج. تُرُس. زمین سخت و محکم.

                تراس

                (تِ) [ فر. ] (اِ.)
                ۱- بهارخواب.
                ۲- ایوان وسیع، مهتابی.

                  تراست

                  (تِ) [ انگ. ] (اِ.) اتحادیه‌ای مرکب از چند مؤسسه صنعتی یا مالی برای در دست گرفتن قیمت‌ها و کاستن از میزان رقابت‌ها.

                    تراشه

                    (تَ ش ِ) (اِ.)
                    ۱- تراشیده شده، براده.
                    ۲- قاچ (هندوانه یا خربزه).
                    ۳- قطعه کوچکی از سیلیس با مدارهای الکتریکی مجتمع که در ساخت رایانه‌ها به کار رود. (فره).

                      پیمایش به بالا