اسم

تراژدی

(تِ ژِ) [ فر. ] (اِ.)۱ – نمایش نامه غم انگیز.
۲- فاجعه، مصیبت.

    تراس

    (تُ) [ ع. ] (اِ.) ج. تُرُس. زمین سخت و محکم.

      تراس

      (تِ) [ فر. ] (اِ.)
      ۱- بهارخواب.
      ۲- ایوان وسیع، مهتابی.

        تراست

        (تِ) [ انگ. ] (اِ.) اتحادیه‌ای مرکب از چند مؤسسه صنعتی یا مالی برای در دست گرفتن قیمت‌ها و کاستن از میزان رقابت‌ها.

          تراشه

          (تَ ش ِ) (اِ.)
          ۱- تراشیده شده، براده.
          ۲- قاچ (هندوانه یا خربزه).
          ۳- قطعه کوچکی از سیلیس با مدارهای الکتریکی مجتمع که در ساخت رایانه‌ها به کار رود. (فره).

            ترا

            (تَ) (اِ.) دیوار بلند و محکم.

              تراب

              (تُ) [ ع. ] (اِ.) خاک زمین. جِ اتربه.

                تراجم

                (تَ جِ) [ ع. ] (اِ.)جِ ترجمه.
                ۱- گزارش‌ها.
                ۲- شرح حال‌ها.

                  تراخم

                  (تَ خُ) [ فر. ] (اِ.) از بیماری‌های چشم و آن متورم شدن پرده چشم و بروز جوش‌هایی در داخل پلک است.

                    پیمایش به بالا