اسم

ترام

(تِ) [ فر. ] (اِ.) خانه‌های ریز روی عکس، شیشه و غیره.

    تراموای

    (تِ) [ انگ. ] (اِ.) نوعی وسیله نقلیه عمومی که روی خط‌های آهن در سطح شهر با نیروی برق حرکت می‌کند، قطار خیابانی (فره).

      ترازنامه

      (~. مِ یا مَ) (اِمر.) بیلان ؛ نوشته‌ای که در آن میزان درآمد، دارایی، بدهی و بستانکاری یک مؤسسه در یک دوره معین در آن ثبت شده باشد.

        ترازو

        (تَ) [ په. ] (اِ.)
        ۱- ابزاری برای وزن کردن اجسام.
        ۲- نام هفتمین برج از دوازده برج منطقه البروج که خورشید در حرکت ظاهری خود مهر ماه در این برج دیده می‌شود.

          تراژدی

          (تِ ژِ) [ فر. ] (اِ.)۱ – نمایش نامه غم انگیز.
          ۲- فاجعه، مصیبت.

            ترا

            (تَ) (اِ.) دیوار بلند و محکم.

              تراب

              (تُ) [ ع. ] (اِ.) خاک زمین. جِ اتربه.

                تراجم

                (تَ جِ) [ ع. ] (اِ.)جِ ترجمه.
                ۱- گزارش‌ها.
                ۲- شرح حال‌ها.

                  تراخم

                  (تَ خُ) [ فر. ] (اِ.) از بیماری‌های چشم و آن متورم شدن پرده چشم و بروز جوش‌هایی در داخل پلک است.

                    Scroll to Top